سالار پاشو..سالار نمیر.

خرید بک لینک
مردها همیشه گریه میکنند ...گاهی بلند...گاهی یواش!

لالایی بارون میاد..خنده به لبهامون میاد:(

دو مرد 21و23ساله...هر دو هشتاد ساله...آمار خوبی نیست برای سنجش وضع مملکت...

(کیا دلای رنگی دارن...ولی واسه بقیه عین ته سیگارن؟)

در زندگی قصه هایی هست که هنوز شروع نشده ،تمام می شود...

بدی قصه های من این است که"بر اساس یک داستان واقعی است"

و قهرمان داستان همان صفحه های اول همه چیزش را برای همیشه...میبازد.

توی دنیایی که جوانمرد کم است...جوانمرگ زیاد است

این یک داستان کوتاه بود..یک داستان خیلی خیلی کوتاه-داستان کوتاه داستانی است که با یک بار نشستن تمام می شود،داستان خیلی خیلی کوتاه...داستانی است که مهلت نشستن نمیدهد-

در زندگی اشک هایی هست که بند نمی آید!

مظلوم نا خواسته ای بود...برادری که تنها ماند.

غمگینم مثل مردی که زانوهایش را بغل کرده...

تنهایی بعد از عشق خیلی دردناک است.

"در عاشقی عشقت عیان کردی نکردی/رحمی به حال دیگران کردی نکردی

گویی زدوری ها،برادر دردمندی/دردت عیان،دردت بیان کردی نکردی"

برای اعتماد فقط باید اشک ریخت،برای وجدان،شرف،خدا...

عشق احترام خودش را نگه نداشت!

"مشکل از سبک منو شیوه ی گفتارم نیست

همه با قافــــیه عشــــــــــــق مصــــیبت دارند"

________________________________________________________________________

(روی قبرم بنویسید اینجا مردی خفته است که به مردن عادت داشت.)

(دلم کبود شد از نبودنت........................................................................)

(شارون هم مرد...و تو هنوز نیامده ای..................................................)

(من مثل چسب زخمم!هیچ کس مرا به خاطر خودم نمیخواهد!فقط زخم های خودشان.)

(راستش را بخواهی حتی اگر بمانی من باز هم خواهم مرد.....................)

آپلود عکس

این دیوونه عشق داشت،اما شدش شیطان

برای ثبت در تاریخ، ایران: بهشت اپوزوسیون...

ما را در سایت برای ثبت در تاریخ، ایران: بهشت اپوزوسیون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 5:40

صفحه بندی